-
رویاهایی که از دست رفتند.........
دوشنبه 30 آبان 1390 17:59
برای روزها می نویسم...روزهایی سرشار از بودن و نبودنها. برای داستان هایی می نویسم که هیچ گاه نوشته نشدند... برای شعرهایی که هیچ گاه نسرودم... برای کسانی که هیچ وقت نبودند... برای لحظه هایی که از یاد رفتند... برای جملاتی که گفته نشدند... برای ثانیه هایی که نبوذند... می نویسم... برای رویاهایی که از دست رفتند،برای...
-
دیگه نبودنت مهم نیست........
شنبه 28 آبان 1390 09:34
خسته ام از این دنیای به ظاهر زیبا از این مردم که به ظاهر صادق و با وفا اند خسته ام از دوری , از درد انتظار از این بیماری نا علاج خسته ام از این همه دروغ و نیرنگ ... خسته ام آری پروردگارا از این دنیا خسته ام از آدم هایش از دروغ هایش از نیرنگ هایش خسته ام پس کو صداقت و محبت چرا اندکی محبت در میان دل مردم نیست همش نیرنگ...
-
اسم تو بارونه................
چهارشنبه 25 آبان 1390 13:03
بی اعتمادم کن به همه ی دنیا اینکه با من باش کنار من تنها، کنار من تنها، کنار من تنها از اولین جملت، فهمیده بودم زود عشق های قبل از تو سوء تفاهم بود اونقدر می خوامت همه باهات بد شن با حسرت هر روز از کنار ما رد شن حالم عوض میشه، حرف تو که باشه اسم تو بارونه، عطر تو همراشه اون گوشه از قلبم، که مال هیچکس نیست کی با تو...
-
پاریکال.......
سهشنبه 24 آبان 1390 19:19
یادمه بچه که بودیم، وقتی پاریکال ( خــــر پــِـرین ) مـُرد، خیلی دلخور شدیم و بغض کردیم.... زندگی سخــت شده یا ماها یه ریزه سنگدل و بی احساس؟
-
....................
یکشنبه 22 آبان 1390 21:10
mer30 Behdad.................
-
ماه من......
شنبه 21 آبان 1390 19:31
ماه من....... تمام نا تمام من با تو تمام می شود.
-
پیلگی بهتر از این پروانگی.......
پنجشنبه 19 آبان 1390 12:30
خانه ایی ویران تر از ویرانه ام من حقیقت نیستم افسانه ام گر چه سوزد پر ولی پروانه ام فاش می گویم که من دیوانه ام تا به کی اخر چنین دیوانگی پیلگی بهتر از این پروانگی
-
زندگی بافتن یک قالی است......
دوشنبه 16 آبان 1390 11:42
زندگی بافتن یک قالی است، به همان نقش و نگاری که خودت می خواهی. نقشه را اوست که تعیین کرده. تو در این بین فقط می بافی. نقشه را خوب ببین! نکند آخر کار ، قالی زندگیت را نخرند!
-
دل..
یکشنبه 15 آبان 1390 12:31
یک بار هم عشق من از عقل میندیش بگذار دل حل کند این مسئله ها را.
-
چه کنم دلم از سنگ که نیست
چهارشنبه 11 آبان 1390 22:56
چه دل است این دل من؟! که زیک لرزش اشک بر رخ رهگذری یا زنالیدن مادر به فراق پسری دل من می شکند هر کجا اشک یتیمی رنجور می چکد بر سر مژگان سیاه هر کجا چشم زنی غم زده با یاد پسر مانده به راه در مزاری که زنی ناله کند در عزای پسرش یا یتیمی که کند گریه به حال پدرش جانم اید به خروش ور ببینم پر خونین کبوتر را یا یکی بچه گنجشک...
-
لبخند من به تو یعنی " عاشقانه دوستت می دارم ............
شنبه 7 آبان 1390 18:37
متشکرم برای همه وقت هایی که مرا به خنده واداشتی. برای همه وقت هایی که به حرف هایم گوش دادی. برای همه وقت هایی که به من جرات و شهامت دادی. برای همه وقت هایی که مرا در آغوش گرفتی. برای همه وقت هایی که با من شریک شدی. برای همه وقت هایی که خواستی در کنارم باشی. برای همه وقت هایی که به من اعتماد کردی. برای همه وقت هایی که...
-
عجب ای دل عاشق.....
جمعه 6 آبان 1390 11:52
عجب ای دل عاشق تو هم حوصله داری تو این سینه نشستی هزار تا گله داری ! یه روز عاشق نوری یه روزی سوت و کوری یه روز مثل حبابی یه روز سنگ صبوری....... یه روز رفیق راهی سفر پای پیاده به اندازه عشقی پر از حرفای ساده پر از راز نگفته یه کوله بار بردوش که بی طاقت و خسته به انتظار نشسته عجب ای دل عاشق تو هم حوصله داری....
-
مادر...
چهارشنبه 4 آبان 1390 12:55
وقتی از همه ی دنیا دلم می گرفت وقتی هیچکس و هیچ چیز نمی توانست طوفان درونم را ارام کند.... تنها نگریستن به چشمان همیشه نگران تو بود که درونم را ارام می کرد. کجایی مادر که درونم اشفته و پریشان است. کجاست نگاهت؟؟ خدایا نگاه مادرم را می خواهم و بس. خدایا. خدایا...........
-
و هر طپش دلم تو را فریاد می زند.......
سهشنبه 3 آبان 1390 19:24
خدایا از من دور نیستی که به دور دستها بنگرم از دیده ام نرفته ای که دیدنت را ارزو کنم پنهان نبوده ای که برای پیدا کردنت از پای درایم با همه ی نا پیدایی همه جا پیدایی الهی خود را فراموش می کنم فراموش می کنم تا به یاد تو باشم از دیگران گسسته ام که به تو بپیوندم خدای من کمکم کن. امین.
-
خلاصم کن....
شنبه 30 مهر 1390 20:02
چه راهی که رفتم تا بفهمم جز تو راهی نیست... خلاصم کن از عشقهایی که گاهی هست و گاهی نیست. تو خوب سوختن و می شناسی سکوتو از من بهتر من اتیشم یه کاری کن نمونم زیر خاکستر.