| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | ||||||
| 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
| 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
| 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
| 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
| 30 |
رسیدن آداب دارد.
وقتی رسیدی باید بمانی،
باید بسازی
باید مدام یادت باشد که چه قدر زجر کشیدی تا رسیدی
که آرزویت بوده برسی ...
وقتی رسیدی باید حواست باشد تمام نشوی!
راهی را که روزی با هم با شتاب رفته بودیم
حالا به تنهایی باز میگردم....
اما این بار اهسته تر از همه چیز
حرفهایی از سر زبانت به راه افتاده است
که باید تا ندیده اند بردارم و به خانه ببرم
بعضی را یک بار فریاد
بعضی را چند بار زمزمه
و بعضی را برای همیشه پنهان خواهم کرد
وهر چه ماند می توانی در دفتر اینده ام بخوانی با هر شتابی که خواستی.
زمستان سردی بودکلاغ غذایی برای سیر کردن بچه هایش نداشت پس ذره ذره گوشت تنش را کند وبه انها خوراند تا زمستان تمام شد
کلاغ مرد ولی بچه هایش نجات یافتند و گفتند خوب شد که مرد
خسته شدیم از این غذای تکراری .....
ا
دیگر نمیتوانم متن های طولانی را تا اخرش بخوانم...
تقصیرخودت بود
امدی....
رفتی...
به هر چه کوتاه عادتم دادی.
خودم را به شادی تو فروختم
و حواسم نبود که
حواست به بهای من نیست...
حال خیالت را راحت می فروشم..
تا خودم را پس بگیرم.