| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | ||||||
| 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
| 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
| 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
| 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
| 30 |
چه دل است این دل من؟!
که زیک لرزش اشک بر رخ رهگذری
یا زنالیدن مادر به فراق پسری
دل من می شکند
هر کجا اشک یتیمی رنجور
می چکد بر سر مژگان سیاه
هر کجا چشم زنی غم زده با یاد پسر
مانده به راه
در مزاری که زنی ناله کند در عزای پسرش
یا یتیمی که کند گریه به حال پدرش
جانم اید به خروش
ور ببینم پر خونین کبوتر را
یا یکی بچه گنجشک که بشکسته پرش
دل من می شکند
حالت دخترکی کوچک و تنها و فقیر
که به حسرت کند از شیشه اشک به عروسک نگه گاه به گاه
ناله پیرزنی غم زده و دست تهی
که ندارد نفسی
حالت دختر زشتی که ز شرم رو ندارد به کسی.........
دل من می شکند
چه کنم دلم از سنگ که نیست
گریه در خلوت دل ننگ که نیست .
دلِ دیگه خب
کاریشم نمیشه کرد
اره نمیشه