the foggy alleys

With you with out you I love you

the foggy alleys

With you with out you I love you

چه کنم دلم از سنگ که نیست

چه دل است این دل من؟! 

که زیک لرزش اشک بر رخ رهگذری 

یا زنالیدن مادر به فراق پسری 

دل من می شکند 

هر کجا اشک یتیمی رنجور 

می چکد بر سر مژگان سیاه 

هر کجا چشم زنی غم زده با یاد پسر 

مانده به راه 

در مزاری که زنی ناله کند در عزای پسرش

یا یتیمی که کند گریه به حال پدرش

جانم اید به خروش

ور ببینم پر خونین کبوتر را

یا یکی بچه گنجشک که بشکسته پرش 

دل من می شکند 

حالت دخترکی کوچک و تنها و فقیر 

که به حسرت کند از شیشه اشک به عروسک نگه گاه به گاه  

ناله  پیرزنی غم زده و دست تهی 

که ندارد نفسی 

حالت دختر زشتی که ز شرم رو ندارد به کسی......... 

دل من می شکند 

چه کنم دلم از سنگ که نیست 

گریه در خلوت دل ننگ که نیست .

نظرات 1 + ارسال نظر
نازنین پنج‌شنبه 12 آبان 1390 ساعت 16:47

دلِ دیگه خب
کاریشم نمیشه کرد

اره نمیشه

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد